Spanish Train- Chris de Burgh

by

جهت دانلود ویدئوی فوق با فرمت FLV و حجم حدود 9.8 مگ  اینجــــــا را کلیک کنید

جهت دانلود وبدئوی فوق با فرمت 3GP و حجم حدود2.5 مگ اینجـــــــــا را کلیک کنید.

ترجمه برگرفته شده از وبلاگ بالا موزیک :

يک قطار اسپانيايي در حال حرکت در بين گوالدالکاوير و اُلد سويل هست و در ژرفاي ِشب ، صداي سوت آن به گوش مي رسد…و مردم با شنيدن صدايش از حرکت آن باخبر ميشوند.

و آنها به آرامي بچه هايشان را ميخوابانند، درها را قفل ميکنند و از راه پله ها بالا ميروند چون گفته شده گفته شده در اين قطار پر است از ارواح مرده….به عمق ?? هزار!

جسدِ خط نگهدار قطار در حال دفن شدن است و مردم بر دور او جمع شده اند.خانواده او گريه ميکنند و در مقابل پروردگار زانو زده اند و براي او تا قبل از مردنش دعا ميکنند. ولي يک نفر بالاي سر او منتظر مرگش است…او کسي نيست جز شيطان با برقي در چشمانش…»خب خدا اين اطراف نيست، نگاه کن چه چيزي پيدا کردم، اين مالِ منه! «.

بلافاصله لُرد (خداوند) در ميان يک نور درخشنده ظاهر شد و با فرياد بر سر شيطان گفت: «اي نفرين شده برگرد بر ظلمت بي انتها»….ولي شيطان فقط نيشخندي زد و گفت: » امکان گناهکار بودن من هست، ولي هيچ نيازي به هُل دادن من به بيرون نيست،من اول اون رو پيدا کردم ، تو ميتوني تمام تلاشت رو بکني اما او با من به اعماق زمين مي آيد». سپس شيطان با لبخندي خطاب به خداوند گفت: «ولي فکر ميکنم بتونم بهت يک فرصت ديگه بدم…پس اون نيزه احمقانه ات رو بنداز زمين چون اصلا بهت نمياد!».

«اسم اين شخص هست جوکر و اسم بازي ما هست، پوکر.»

» ما همينجا روي اين تخت بازي خواهيم کرد، و براي بزرگترين قمار تاريخ شرط ميبنديم: «ارواح مردگان»».

و من (جوکر) به خدا گفتم: «خدايا حواست رو جمع کن، اون داره ميبره، خورشيد داره ميره و شب از راه ميرسه و اون قطار كاملا سر وقته
(پس) سرنوشت ارواح بسيارى در گروى اين امره (اين بازيه)….اوه خدا ، اون داره ميبره…».

خب ، خط نگهدار براشون ورق ها رو بُر ميزنه و پنج کارت رو به هرکدوم ميده…و براي پيروزي خدا به شدت دعا ميکنه…وگرنه قطاري که او هدايت ميکرده….(شيطان آنرا خواهد برد)…خب شيطان توي دستش سه تا آس و يک شاه داره و خدا هم ميخواد يک استريت جور کنه…اون توي دستش يه بي بي، سرباز، نه و ده لوي دِل داشت…و فقط يک هشت کم داشت….و خدا يک کارت ديگه خواست…ولي يک هشتِ خشت گرفت…و شيطان به پسر خدا گفت: «من فهميدم که تو ميخواستي استريت کني! پس تا وقت داريم بيا يک معامله کنيم تا ببينيم چه کسي پادشاه اينجا هست…» اما زماني که صحبت ميکرد از زير شِنِل خودش يک آسِ ديگه بيرون آورد….تعداد پايه معامله ده هزار روح…اما خيلي سريع به پنجاه و نه رسيد…اما خداوند حرکت شيطان رو نديد…خدا گفت: «اين مقدار براي من کافيه….من به تو تا صدوپنج اضافه ميکنم….و براي هميشه يک خط بر روي گناهانت ميکشم….» ولي شيطان با صداي مهيبي فرياد زد: » من اين دست رو بردم»!! و من فرياد زدم: » خدايا…اوه خدا…تو اجازه دادي اون ببره…خورشيد به پايين رفته و شب از راه ميرسه…اون قطار كاملا سر وقته
(پس) سرنوشت ارواح بسيارى در گروى اين امره (اين بازيه)…اوه خدا اجازه برنده شدن رو به اون نده…»

خب اون قطار هنوز در حال حرکت در بين گوالدکاوير و اولد ساويل هست در لحظات مرگ ِشب ، صداي سوت آن به گوش مي رسد…و مردم با شنيدن صدايش از حرکت آن باخبر ميشوند و در دور دستها در يک گوشه…خدا و شيطان در حال شطرنج بازي کردن هستند و شيطان هنوز تقلب ميکند و ارواح بيشتري رو تسخير ميکنه…و در مورد خدا، اون بيشترين تلاشش رو ميکنه…و من گفتم: » خدا، اوه خدا….تو بايد ببري…خورشيد در حال رفتنه و شب داره مياد…و آن قطار هنوز در زمان هست…اوه روح من نيز در اين قطار است…اوه خدايا تو بايد ببري»

متن آهنگ بزبان اصلی

There’s a Spanish train that runs between
Quadalquivir and old Seville
And at dead of night the whistle blows
And people fear she’s running still…

And then they hush their children back to sleep
Lock the doors, upstairs they creep
For it is said that the souls of the dead
Fill that train ten thousand deep!!

Well a railwayman lay dying with his people by his side
His family were crying, knelt in prayer before he died
But above his head just awaiting for the dead
Was the Devil with a twinkle in his eye
Well God’s not around and look what I’ve found
this one’s mine

Just then the Lord himself appeared in a blinding flash of light
And shouted at the devil Get thee hence to endless night
But the Devil just grinned and said I may have sinned
But there’s no need to push me around,
I got him first so you can do your worst
He’s going underground

But I think I’ll give you one more chance
Said the Devil with a smile
So throw away that stupid lance
It’s really not your style
Joker is the name
Poker is the game
We’ll play right here on this bed,
And then we’ll bet for the biggest stakes yet
The souls of the dead

And I said Look out, Lord, he’s going to win,
The sun is down and the night is riding in,
That train is dead on time
many souls are on the line
Oh Lord, he’s going to win

Well the railwayman he cut the cards
and he dealt them each a hand of five
And for the Lord he was praying hard
For that train he’d have to drive…
Well the Devil he had three aces and a king
And the Lord he was running for a straight
He had the queen and the knave and the nine and ten of spades
All he needed was the eight

And then the Lord he called for one more card
But he drew the diamond eight
And the Devil said to the son of God
I believe you’ve got it straight
So deal me one for the time has come
To see who’ll be the king of this place
But as he spoke from beneath his cloak
He slipped another ace

Ten thousand souls was the opening bid
And it soon went up to fifty-nine
But the Lord didn’t see what the Devil did
and he said that suits me fine
I’ll raise you high to hundred and five
And forever put an end to your sins
But the Devil let out a mighty shout, My hand wins

And I said Lord, oh Lord, you let him win
The sun is down and the night is riding in
That train is dead on time, many souls are on the line
Oh Lord, don’t let him win…

Well that Spanish train still runs between
Quadalquivir and old Seville
And at dead of night the whistle blows
And people hear she’s running still

And far away in some recess
The Lord and the Devil are now playing chess
The Devil still cheats and wins more souls
And as for the Lord, well, he’s just doing his best

And I said Lord, oh Lord, you’ve got to win
The Sun is down and the night is riding in
That train is still on time
Oh my soul is on the line
Oh Lord, you’ve got to win



برچسب‌ها: , ,

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: