خاطره ای از یک بازداشت در سال 57 و مقایسه آن با بازداشتهای وقایع اخیر

by

4lj7wie

در شلوغیــــها و ناآرامیهای سال 57 در یک تظـــــاهرات خیابانی پســـرکی سنگی را  بطرف یکی از  کامیونهای  ارتشی که در بیشتر خیابانهای تهران متوقف بودند پرتاب کرد که باعث شکسته شدن ی  شیشه یکی ازچراغهای این کامیون شد و سربازان بدنبال پسرک آنقدر دویدند تا در یک کوچه توانستند دستگیرش کنند. این پسرک جسور محسن پسر دائی من بود.
آنروز طبق معمول مدارس به تعطیلی کشـــــیده شده  و من در خانه بودم که خبر رســـید   محسن  در  خیابان و هنگام تظاهرات دستگیر شده است. من و محسن درست مثل پدرم و دائی بیشتر از آنکه فامیل باشیم رفیق بودیم. بی معطلی خودمان را رساندیم منزل دائی . پدرم و دائی  تصمیم گرفتند که از کلانتری محل جستجو را شروع کنند.و از خانه خارج شدند .
زمان برای من نمیگذشت, هزار فکر و خیال در سرم موج میزد بهرحال , ساعت 11 شب بود که صدای زنگ در آمد . ابتدا محسن با قیافه افروخته و گوشی که مثل لبو سرخ بود وارد شد و یک راست دوید بسمت اتاقش. پشت سر او پدر و دائی برای داخل شدن باهم تعارف میکردند.
کشتیم خودمان را تا فهمیدیم, در جستجوئی که از کلانتری نارمک شروع شده بود تا محلی در حوالی میدان توپخانه رفته بودند و افسر مربوطه وقتی   با خواندن پرونده فهمیده بود  , محسن شیشه چراغ یک ریو ارتشی را شکسته مصر بود که حتما باید دادگاهی شود.اما پدر و دائی با کلی خواهش و اصرار و تمنا توانسته بودند موافقت افسر مربوطه را مشروط بر اینکه  دفعه بعد بهیچ وجه ارفاقی در کار نخواهد بود جلب کنند.
ظاهرن وقتی که محسن را از بازداشتگاه آورده بودند افسر مربوطه گوشش را بسختی کشیده و کشان کشان آورده و تحویل دائی داده   وکلی لیچار بار پسر دائی ما کرده بود . دائی هم همان گوش را محکم کشیده و تا داخل ماشین ول نکرده بود.
وقتی این بازداشت را با بازداشتهای این روزگار مقایسه میکنم واقعا تنم میلرزد.


bishilepile

پ ن 1:

ابتدا دلم میخواست که وقایع آنروز را کامل شرح بدم اما خیلی طولانی شد بهمین خاطر بدون هیچ شرح و بسطی فقط کلیات این خاطره را ذکر کردم.

پ ن 2 :

البته هیچ تردیدی ندارم که در آن زمان هم بازداشتهائی انجام پذیرفت که مثل بازداشتهای امروزی  با پایان خوش  همراه نبود .

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: