شب آفتاب و مهتاب .

by

این پست را با افتخار تقدیم میکنم به جناب آقای اتابک الیاسی که مطمئنا در تاریخ موسیقی سنتی  ایران  از ایشان بواسطه خدمات بی نظیرشان  به نیکی یاد خواهد شد.

پیش نویس:
با بزرگواری صحبت میکردم , گفتم   استاد الیاسی با اینکه در دانشگاه تدریس میفرمایند و عضو هیئت علمی هستند و مرتب جاهای مختلف کنسرت دارند اما با تمام مشغله های فراوون بازهم در روزهای خاصی برای هنرجویان جوان وقت میگذراند در صورتیکه ایشان زمان کافی ندارند .اون بزرگوار حرفی زد که هنوز دارم بهش فکر میکنم
فرمود در مراتب بالای عالم عشق و عاشقی دیگه این صیده که بدنبال صیاد میگرده .

p020-071

سالن کنسرت مجموعه پارس هنوز کاملا پر نشده بود.روی صندلی ها یکی در میان منوی برنامه کنسرت  گذاشته شده  بود  آیلار نفر چهارم بود که باید میرفت روی صحنه.   ردیف جلو نشستیم . من و شادی هردومون به این فکر میکردیم که دختر خجالتی ما الان چه حال و روزی داره .اما نمیدونم آقای الیاسی در جلسه کوتاه قبل از کنسرت چه کرده بود با آیلار که اونطور محکم و با اعتماد بنفس رفت روی صحنه .البته چندتا تیک داشت و یکی دوبار هم نت را اشتباه زد(انقدر در تمریناتش کنارش بودم که خودم هم همه نتهارا حفظ شدم) ولی در مجموع خوب و قابل قبول بود. درواقع بنسبت تجربه کوتاهش در نوازندگی سه تار و این که برای بار اول بتنهائی مقابل یک جمع نوازندگی میکرد اشتباهاتش قابل اغماض بود

p020-064

اون شب همه هنرجو های استاد الیاسی در یک کنسرت کوچک و جمع و جور برای خودشان و خانواد هایشان قطعاتی را اجرا کردند که واقعا زیبا بود.

قسمت جالب کنسرت برای من این بود که همه بچه ها با اعتماد بنفس و محکم میرفتند روی سن   ابتدا خودشون رو معرفی میکردند و این که چند وقته  تمرین میکنند و بعد هم قطعات انتخابی را اجرا میکردند..واقعا فوق العاده بود .

اما نکته مهم این بود که بدون استثناء همه شاگردان استاد قبل از شروع  نگاهشان به نگاه استاد گره میخورد انگار از استادشان نیرو میگرفتند یا بهتره بگم که این جوانهای دل پاک و هنر مند مثل ماه بودند که از خورشید  نور میگرفتند.انگار مثل ماه نیاز داشتند تا نور را از  خورشید(استاد) کسب کنند و بعد بتابونند  به همه جای سالن .

امیدوارم که این جوانها قدر استادشان را بدونند و از همه تجربیات استادشون بهره ببرند تا آسمان موسیقی سنتی کشورمون همیشه پر از نور باشه . نوری که اساتید موسیقی کشورمون با زحمت و مشقت فراوان بی منت و ریا منتشر میکنند.

نمیدونم چطور میتونم از استاد اتابک الیاسی تشکر کنم فقط همین که از همین جا دستش رو میبوسم.

bishilepile

3 پاسخ to “شب آفتاب و مهتاب .”

  1. مانیا Says:

    منم به خاطر این دختر ناز و هنرمندت بهت تبریک میگم🙂
    =======================
    bishilepile:
    سپاس مانیای گرامی

  2. gajamoo2 Says:

    به به
    به به
    صد باریکلا به برادرزاده ی هنرمند مون آیلار خانوم گل.
    ایول به مامان و بابای محترم شون
    تبریک میگم جناب رستمی،جدا خوشحالم.
    دست مریزاد.
    ===========
    bishilepile:
    دوست ارجمندم
    لطف دارید شما
    ممنون از توجهتون
    اما واقعا دلم میخواست که میشد از شما هم دعوت کنم تشریف بیارید.
    چون اون شب یک شب استثنائی بود البته نه برای این که آیلار اجرای کوتاهی داشت بلکه دیدن دخترا و پسرائی که مثل یک دسته گل می آمدند و محکم کارشون رو ارائه میدادند .واقعا چدتاشون کولاک کردند .نفسم بند اومده و جالب اینکه همه سالن مبهوت شده بودند اما خوب برای من مهم این بود که آیلار به اون خجالتی بودنش غالب شد و تونست اون مشکل جلوی جمع کاری را انجام دادن رو حل کنه و از نظر من این بهترین درسی بود که ازاستادش گرفت.
    بازهم مرسی از لطفت

  3. هادی Says:

    من 2ساله که سه تار می زنم.کاش تو شهرما هم همچین همایش هایی بود

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: