دوران خوش کودکی !

by

tintincast-01

وقتی که ساعت 1 صبح رسیدیم به هتل درست 7 ساعت بود که  ماراتن سفر به کیش را آغازکرده بودیم .3 ساعت رانندگی تا مهرآباد و تاخیر90دقیقه ای معمول هواپیما و 45 دقیقه معطلی برای  گرفتن چمدانهادر فرودگاه کیش.

بمحض رسیدن به هتل همراهانم فی المجلس بیهوش شدند اما من که بیشتر از 7 ساعت چای نخورده بودم بهوای چای و اینترنت  از هتل مزخرفی که کافی نتش هنوز راه نیافتاده بود زدم بیرون.

در کافی نت هتل روبروئی تا چای از راه برسه سرکی به بالاترین زدم وبعدهم  طبق معمول گجمو دات نت.

شاهکارزده بود این دوست گل من . کارتونهای زمان کودکی را نام برده بود و از بقیه هم خواسته بود که سرکی به بایگانی دوره کودکی بزنند.

چای را که هورت میکشیدم مستقیمـا وارد رگهـام میشد و خاطـره های کودکـی جلوی چشمـم رژه میرفتـند. عصرحجر داستان خانواده ای که برای دایناسورهای دست آموزشان از سوپرمارکت غذا تهیــه میکردند. سوپرمن مرد استثنـائی بی ادعائی که همیشه تو کوچه های خلوت با یک حرکـت لباســش را عوض میکرد و مثل برق و باد درست در آخرین لحظه بداد پیرزنی میرسید که  کم مانده بود زیر یک پیانوی در حال سقوط از طبقات بالای یک آسمانخراش له و لورده شود.میکی موس موش قوی و باهوشی که همیشه در آخرین لحظه ها بداد مینی موس و بقیه موشها میرسید و با همه گربه های بد میجنگید. پیترپان . مرد خفاش .و و و و

بیشتر کارتونهای دوره کودکی من و گجموی بزرگوار  و آیرازعزیزم  تقریبا یکی است و این دو دوست محترم همه را نام بردند و کار من را راحت کردند. امـــــــــــا!

اما من در دوره کودکی دچار دو دلمشغولی مشابه شدم که هنوز هم اگر کسی دور و برم نباشد و زمان داشته باشم بدم نمیاد که سرکی دوباره به آنها بزنم.

یکی داستانهای مصور تن وتن  و میلو و دیگری تئـــــاتر شهرقصــه بود که تقریبا بیشتر دوره کودکی و ماقبل نوجوانی من با این دو مورد گذشت.

عید سال 1353  وقتی که سری کامل این داستانهای مصور را هدیه گرفتم تقریبا تا سالها مجنونش بودم و وقتی که برای اولین بار تئاتر شهر قصه را در تلویزیون بلر سیاه و سفید خانه مان دیدم عاشقش شدم.

دوره کودکی من بسیار شیرین و بود و خوش .مرسی از گجموی خوبم که سفر سیاحتی مرا با یاد و خاطره دوره کودکی شیرین تر کرد.

bishilipile

پ ن 01 : آرزوی قلبی من اینه که وقتی آی لار بسن الان من رسید مثل من از دوره کودکیش بخوشی یاد کنه. چرا که دوره کودکی ما خوش بود چون بزرگترها خوش بودند و بدنبال خوشتر زندگی کردن  بودند برعکس حالا که ما بزرگترها فقط بدنبال زنده بودن  هستیم (خوش بودن پیش کش)

برچسب‌ها:

4 پاسخ to “دوران خوش کودکی !”

  1. مجله خبری Gajamoo Says:

    تلویزیون بلر،جام جهان نما😀
    درود بر جناب رستمی عزیز.
    از سفر و یا ماموریت خلیج همیشه فارس خسته نباشی.
    جدا از کارتون عصر حجر،چقدر زیبا سوپرمن رو توصیف کردی و باور کن یک لحظه این قسمت از کارتون درست در آخرین لحظه بداد پیرزنی میرسید که کم مانده بود زیر یک پیانوی در حال سقوط…… رو به چشم دیدم و به جرات میگم که کارتون زیبای تن تن و میلو و میکی ماوس رو از یاد برده بودم که مثل همیشه خوب زدی تو هدف😀
    مطمئنم برادر زاده ی گلم آیلار با وجود داشتن پدر و مادری مهربان و هنرمند هیچوقت دوران شاد کودکیش را فراموش نخواهد کرد.
    البته بنده بار دیگر جسارت کرده و شما را در این بازی هم شرکت دادم که اگر بار دیگر افتخار دهید » اجباری نیست » خوشحالتر خواهم شد :
    http://gajamoo.net/1387/12/09/infancy-childhood-gajamoo
    متشـــــــــــــــــــــــــکرم.
    ===============
    bishilepile:
    دوست بزرگوارم لطف دارید شما و سپاسگذارم از توجهتان
    کی میتونه به گجموی خوب ما بگه نه
    روی چشمم

  2. تینا Says:

    عالی بود گلم. من چقدر عاشق تن تن و میلو بودم. خیلی زیبا نوشتی
    ===============
    bishilepile:
    بانو تینای گرامی
    از توجه شما سپاسگذارم
    مزین فرمودین

  3. دست نوشته / یاسر کمالی نژاد Says:

    منم اینجا اومدم تو این بازی
    =====================
    bishilepile:
    قربان من خدمت رسیده بودم
    عالی بود
    کلی لذت بردم

  4. آیراز Says:

    سلام بر آلبالوی نازنینم;
    از کتابهای کمیک استریپ داستانهای» تن تن و میلو » نام بردید،واقعا» که چه کتابهای هیجان انگیزی بودند،پخش سریال تن تن از تلویزیون ملی ایرات توام بود با زمانیکه من کودکستان می رفتم و بعد هم برخورد به سال اول دبستان.
    خاطرم هست که با چه شور و اشتیاقی از کودکستان همپای پدر مرحومم می دویدیم تا برسیم خانه و تن تن رو ببینیم.
    بعد از انقلاب هم درست یادم هست بعد از چاپ مقاله ای در مجله سروش با عنوان » تن تن علیه بچه ها» به ناگهان تمامی نسخ کتاب تن تن از ویترین کتابفروشیهای جلوی دانشگاه جمع آوری شد و طبق معمول سر از بازار سیاه کتاب درآورد!
    نمی دونم این موضوع رو شنیده اید که «امیر عباس هویدا » نخست وزیر وقت در زمان سرکشی به مدارس ، کتاب داستانهای تن تن رو که شخصا» خریداری و امضاء کرده بود به دانش آموزان هدیه می داده ، اتفاقا» همکاری داشتم که می گفت برادر بزرگترش یکی ازون کتابها رو با امضاء هویدا در اختیار داره!
    خلاصه هرچی بود گذشت و این ما بودیم که به قول سرور ارجمدم «گجمو» شدیم نسل سوخته…
    ===========
    bishilepile:
    آیراز عزیزم
    شخصا گمان میکنم اگر بچه ها یک بار تمام کتابهای مصور تن تن و میلو(سفید برفی)را بخوانند تقریبا تا حدزیادی اطلاعات عمومی خوبی بدست میارند. مطمئنا نویسنده این کتابهای عالی با نیت اینکه کلی مطالب و اطلاعات عمومی را در قالب داستان به کودکان ارائه کنه این مجموعه را نوشته و انتشار داده.
    مرسی از توجه شما
    و اینکه بعضی وقتها با خودم فکر میکنم که اگر نسل سوخته ها مجال داشتند که پرواز کنند چه پروازی میکردند! و شاید هم از ترس نسل سوخته ها این مصیبتها را پیش آوردند.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: