روزگار دلتنگیها

by

2rdi4gx

دلم میخواد یکی از این روزها بیخبر از همه بزارم برم به یه جای دور . نمیدونم کجا ولی اونقدر دور که نه کسی منو پیدا کنه و نه من کسی رو ببینم. دلم میخواد یه مدتی با خودم خلوت کنم . خسته شدم از دست آدمهای دور و برم همه از من انتظار دارند که حواسم بهشون باشه اما این وسط هیچ کسی حواسش بمن نیست. خسته شدم از آدمهای جورواجور دور برم که دیگه خودشون هم نمیدونند چی از جون من میخوان .باید یروزی بکنم از اینجا برم به یه راه دور باید فرار کنم از دست همه.

همینطور باخودش زمزمه میکرد ناسلامتی بعد از مدتها همدیگرو میدیدم اما از همون اول که رسیدیم به همدیگه فقط همین هارو گفت و بعد هم خداحافظی کرد ورفت

یک پاسخ to “روزگار دلتنگیها”

  1. sam Says:

    my dear ,
    when you feel alone just looked at the spaces between your fingers remember that in those spaces you can see my fingers locked with yours for ever.
    HAPPY BIRTH DAY HONEY.I LOVE YOU MORE THAN EVER
    ======================
    bishilepile:😉

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: