نوشته های برچسب شده ‘Uncategorized’
ژوئن 11, 2008

نمیدونم چطور میشه این درد هارو دید و هیچ نگفت .
اونائی که دم از معرفت میزنند و اونائی که بیگانه هارو به هموطن های خودشون ترجیح میدهند اونائی که فکر میکنند دیگه کلید مشکل گشای دنیای امروز هستند اونائی که فکر میکنند راه حل اساسی برای همه دنیا دارند چطور میتونند این تصاویر رو تحمل کنند.
پ ن :
اصلا نمیدونم که از لحاظ رعایت کپی رایت این که از یک سایت دیگر اینجا لینک دادم درسته یا نه .
ولی برام مهم نیست اگر مدیر محترم سایت زندانی سکوت راضی نباشه همین جا ازش عذر میخوام و برای رضایتش هرکاری میکنم.
فقط همین
برچسبها:Uncategorized
ارسال شده در Uncategorized | 5 نظرات »
ژوئن 10, 2008

از دیر باز پشت ملت ایران همواره خونین از زخم وطن فروشانی بوده است که برای رسیدن به قدرت و مطامعشان از هیچ کوششی حتی فروش خاک میهن نیز فروگذار نبوده اند و در این میان این وطن پرستان بودند که با خون جان مال و خلاصه با هرچه داشته اند سعی در حفظ کشور از هرگونه بلا داشته اند.
ولی اکنون روزگار دیگری رقم خورده است که بمراتب بدتر و دهشتناک تر ازحتی روزگار میرزا اقا خان نوری هاست چرا که در آن زمان وطن پرستان دشمن را میشناخته و برای مقابله با دشمن آمادگی پیدا میکردند و نتیجه گاهی پیروزی و گاه شکست بوده است. ولی در زمانه حال وطن پرستان از دو سو زخم میخورند.
یکم . زخم اولی که بر وطن پرست ایرانی وارد میشود از رفتار و کردارو گفتار اصولگرایان دینی و دگم اندیشانی است که در گوشه صندوقخانه های تنگ و تاریک بی هیچ شمع و چراغی بدنبال حقیقتی بی مایه هستند و چه بسا خود نیز بخوبی واقفند که راهشان و تدبیرشان چیزی جز پوچی نیست که اینان وطن پرستان را بمهر بی دینی و لیبرالیسم مینوازند و آنان را محکوم و محدود مینمایند و از حرکتشان جلو گیری میکنند.
دوم . زخم دوم و یا زخم اصلی و کاری را وطن پرستان ایرانی از دسته بظاهر روشنفکر جامعه دریافت مینمایند که البته این زخم بسیار دردناک تر از زخم گروه قبلی میباشد. این گروه روشنفکران جدید التاسیس به هرکسی که به کشور ومیهن علاقه وافر نشان میدهد انگ نژاد پرستی میزند و این فغان و هیهات از نژاد پرستی به مد و نشانه تجدد عده ای تبدیل شده که بواسطه آن خود را بالاتر و برتر از بقیه میدانند.
و در این میان وطن پرست ایرانی است که نمیداند مرهم به زخم گروه اول بنهد و یا سپری درخور در مقابل تیرهای سهمگین روشنفکرنمایان بیابد. و این بینوا وطن پرست ایرانی تبدیل به چوبی شده که هردوسرش ……است .این سر …. آن سر ….. .
برچسبها:Add new tag, Uncategorized, وطن, وطن پرست, وطن پرستی, ایران, اصولگرا, بی دینی, دگم اندیش, روشنفکر, روشنفکر نما
ارسال شده در Uncategorized | بیان دیدگاه »
ژوئن 10, 2008

برای خودم دیگه عادی شده . دیگه اصلا بهش فکر هم نمیکنم . اما برای دور و بریهام هنوز مسئله حل نشده و اونهم اینه که من دیگه مدتهاست که بیشتر سفیدهارو سیاه میبینم وبالعکس. دست خودم هم نیست . خوب من به عقلم که نمیتونم شک کنم. شما باشید شک میکنید.
واقعا تکلیف من و امثال من چیه؟
شما اگر جای من باشید چه میکنید. من , وقتی که میبینم طرف داره یه دروغ شاخدار میگه ,خوب دروغ داره میگه ومن نمیتونم بخودم بگم عیبی نداره من ایراد دارم والاطرف که اتفاقا خیلی هم کارش بالاست و خیلی هم وضعش توپه و همه هم قبولش دارن , که دروغ نمیگه.ولی داره دروغ میگه ومن مطمئنم که داره دروغ میگه .
دور و بریهام همه بمن میگن که عیبی نداره قبول کن حرفشو .خلاصه اونا یه چیزائی میدونن که من و شما نمیدونیم.
اما من دارم میبینم که طرف داره به سیاه میگه سفید خودش هم سیاه سیاهه چرا باید باورش کنم ؟ تکلیف من این وسط چیه ؟
من نمیتونم وقتی چیزی رو سیاه میبینم ومطمئنم که سیاهه اون رو تو فکر و خیالم سفید ببینم.رو حساب حرف دیگران هم نمیتونم بیخودی خودمو وادار کنم تا سیاهی هارو سفید ببینم.
تو بعضی موارد قضیه از این هم بدتر و فجیع تره .دیگه کار بجائی رسیده که بعضی ها بمن میگن تو مرتدی.
بنظر شما من مرتدم ؟
==============
پ ن .
1387/04/06 جمعه ساعت 12/50
طبق نظر یک دوست در بالاترین کلمه یک را از نام پست (آیا من یک مرتد هستم ) حذف کردم .
برچسبها:Uncategorized, مرتد, نگاه, ارتداد, دروغ, روزگار, راستی, سیاهی, سپیدی, شک
ارسال شده در Uncategorized | 9 نظرات »
ژوئن 7, 2008
من اصلا اهل فوتبال نیستم و معمولا اگر موقعیت مناسب باشد به فوتبال برزیل علاقه دارم که نگاه کنم.
ولی امشب نیمه دوم بازی امارت و ایران را موبمو نگاه کردم و تمام بازی را دنبال کردم و با اینکه در نیمه دوم هیچ گلی رد و بدل نشد ولی بواسطه گل اول ایران که در دقایق ابتدای نیمه اول زده شده بود کمی با ناراحتی و کمی با نگرانی بازی را دنبال کردم .
در واقع 45 + 5 دقیقه تمام این من بودم که بدنبال توپ از این سوی زمین به آن سوی زمین میرفتم و می آمدم .
50 دقیقه تمام حرص خوردم و خوشحالی کردم .حساسیتی که این روزها با اعراب داریم این مسابقه فوتبال را برای من بسیار حیاتی کرده بود.
وقتی که داور سوت پایان رو زد انگار دنیا را بمن داده بودند . مدتها بود که این طور از زندگی لذت نبرده بودم . مدتها بود که از خوردن یک لیوان چای داغ و بعدش هم دود کردن یک سیگار این طور لذت نبرده بودم.
واقعا برو بچه های تیم ملی گل کاشتند . واقعا برای ما ملت ایران این پیروزی لازم بود.
همین جا دست و پای یک یکشون رو میبوسم.
واقعا بچه های گلمون گل کاشتند .
برچسبها:Uncategorized, فوتبال, فوتبال حیثیتی, باخت, برد, تیم ملی فوتبال, تیم امارات
ارسال شده در Uncategorized | بیان دیدگاه »
ژوئن 7, 2008
ابتدا باید بگویم که من از همان سنین کودکی مست و خراب طبیعی ومعمولا جزو گروه نخورده مست ها بوده و هستم پس این نوشته را بعنوان کسی که عاشق میگساری است نمینویسم
میگویند آن عرقخوری که در یخچال خانه اش فقط یک گیلاس مشروب داشته باشد برای خوردن همان یک گیلاس نیز بدنبال شخصی خواهد گشت تا آن مختصر می را با هم بخورند ولی آن تریاکی که حتی یک کیلو تریاک با خود دارد به هیچ کسی بروز نمیدهد تا خودش به تنهائی آن مخدر را مصرف کند .
تجربه شخصی بمن میگوید که این حرف درست است و برای اثبات آن نیز دو مثال واقعی برایتان عنوان میکنم
یک – بالاجبار دعوت به مجلسی را با اکراه قبول کردم و رفتم که البته خوب میدانستم که تنها نقطه مشترک پای ثابت این باصطلاح دوره ماهانه رفقای قدیم مسئله منقل بود. ومن که از همان قدیم الایام از بوی تریاک و البته دود برخواسته از حرارت دیدن این مخدر همیشه متنفر بودم و تحملش برایم عذاب آور بوده میدانستم و بعد از شرکت در این مجلس و یا بهتر بگویم محفل برایم از قبل هم واضح تر شد که این ماده مخدره روح و نفس فرد مبتلایش را بیمار میکند.
واقعا شرم اور بود که این باصطلاح رفقای قدیمی برای یک دود بیشتر یا کمتر به یکدیگر مزه و تکه پرانی میکردند ودر واقع تعداد دودهای گرفته شده یکدیگر را میشمردند و اکثرا هم متلک بارهم میکردند که مگه خرما خوردی و یا آقا کله پاچه خورده به این معنا که لوله دود کشی بدست طرف چسبیده و رضایت نمیدهد.
دو - و یکبار به مهمانی دوستانه عده دیگری از رفقا رفته بودم که البته جمع دوستانه و خانوادگی بود و دوستان برای خوردن می و یا در واقع همان عرق سگی دورهم در یک گوشه اتاق جمع شدند و بمن هم اصرار که بخور اگه نخوری بما نمیچسبه .
خیلی جالب بود هرکسی سعی میکرد که بنفر کناردستی خود خدمتی کند بمحض خوردن مایع بد خوراک سریعا پرتقال چهار پاره برایش آماده میکردند تا دوستشان برای چشیدن مزه معطل نشود. برای هم دیگر قاشق ماست و خیار را تعارف میکردند و بعد از خوردن هر پیک از این مشروب که توسط یکی از دوستان که از همسایه مسیحی خود تهیه کرده بود بیکدیگر نوشباد میگفتند و اکثرا هم میگفتند بره اونجا که غم نباشه.
بعد از خوردن و شنگول شدن دوباره به جمع خانواده که اکثرا همسران و فرزندان بودند پیوستند و خلاصه بگو وبخند و بعضا هم دعوت بچه های مجلس به یک بازی گل کوچک در حیاط خانه.
واقعا زیبا بود جمع دوستانه و خانوادگی سالمی که بعد از میگساری مختصری جمع دوستانه تر و پرشور تر شده بود
بعدها وقتی به این دوجمع که همگی دوستان گذشته و زمان تحصیل بودند فکر میکردم به این نتیجه رسیدم که واقعا خرابی که ممکن است بواسطه نوشیدن مشروبات الکلی جامعه مارا تهدید کند بمراتب کمتر و زیان آن بسیار پائین تر از خرابی و زیانی است که انواع مواد مخدر به ما تحمیل میکند.
جوانان کشور ما در حد خطرناکی به مواد مخدر آلوده هستند و کسی نمیتواند این مهم را نفی کند وهمینطور نمیشود این موضوع را نادیده گرفت که اگر جوان ایرانی میتوانست هر موقع که دلش خواست با مراجعه به یک میخانه یک یا چند گیلاس مشروب الکلی سبک می نوشید و سرش داغ میشد دیگر لازم نبود که بی سرو صدا و مخفیانه خود را گرفتار افیون و مشابه آن کند
ایکاش آنان که جامعه مارا میچرخانند کمی بیشتر به این مسئله میپرداختند وبیشتر فکر میکردند.
برچسبها:Uncategorized, منقل, مواد مخدر, میهمانی, میخانه, مشروبات الکلی
ارسال شده در Uncategorized | 11 نظرات »
می 22, 2008
حدود کمتر از یک سال پیش من با سایت بالاترین آشنا شدم
و چیزی نگذشت که شدیدا به اون علاقه مند شدم. تا چندین ماه فقط هرروز به اون سایت سر میزدم و از خوندن مطالبش لذت میبردم تا حدود 2 یا 3 ماه پیش که وقتی در بخش کامنتها با یک کاربر قدر و پر انرژی همکلام شدم ایشون با یک بیت شعر من رو دعوت کرد که لینک ارسال کنم .
و همین شد که افتادم به بررسی و گشت گذار برای پیداکردن مطلبی و یا کلا هرچیزی که به بالاترین ارسال کنم که دست برقضا یک تصویر از یک نوع غذائی که بسیار پیش ما آذری زبانها پرطرفداره لینک کردم و نسبتا امیتاز خوبی هم دریافت کردم.
و این طور شد که با ارسال تصاویری که بنظر خودم بامزه بودند در بالاترین حضور بیشتری پیداکردم .
باید اعتراف کنم که در مقابل بعضی از کاربرهای بالاترین هیچ حرفی برای گفتن ندارم .بعضی هاشون بقدری پخته و با تجربه هستند که ورود در بحث هاشون مرد میدون میخواد.
بهر حال تصمیم گرفتم که با ارسال تصاویری که هرروز در اینترنت پیدا میکنم و دستچینشون میکنم بلکه بتونم لبخندی رو حتی اگر خیلی مختصر باشه به لبهاشون بیارم.
امتیاز و سطح انرژی هم واقعا برام هنوز مهم نیست .البته برای بعدها برنامه هائی دارم که اگه بتونم وقتم رو تنظیم کنم شاید بتونم یه مقدار از حوزه تصویر بیرون بیام و حضورم رو در بالاترین کمی پر رنگ تر کنم.
بهز حال بالاترین برای من یک موقعیت بسیار عالی بود و هست که بواسطه اون تونستم خیلی مطالب جالب و واجب رو یاد بگیرم.
برچسبها:Add new tag, Uncategorized, حوزه تصویر, حضور در بالاترین, سایت بالاترین
ارسال شده در Uncategorized | بیان دیدگاه »
می 22, 2008
بی شیله پیله در واقع جنگ من با خودمه
چون من در جامعه ای زندگی میکنم که دروغ و کلک بنوعی امتیاز حساب میشه . هرکسی که از دروغ کلک استفاده نکنه در واقع محکوم به زندگی در بدترین شرایطه . متاسفانه در جامعه ای که من زندگی میکنم اگر دروغ نگی اگر کلک نزنی اگر خیانت نکنی نمیتونی سرپا بایستی. ولی من اگر به هرکسی دروغ بگم به خودم نمیتونم دروغ بگم .
پس اینجا من در واقع با خودم میجنگم ودروغها و کلکهای روزانه ام رو باخودم کنکاش میکنم تا حداقل فراموش نکنم که من یک ایرانی هستم و ایرانی بودن یعنی بی شیله پیله یعنی روراستی و یعنی راستگوئی .
و همینطور از این که مجبورم اون حس ناب ایرانی بودنم رو فقط در این دنیای مجازی بهش برسم واقعا متاسفم.
همین جا آرزو میکنم که روزگاری برسه که در ایران عزیز من دروغ و کلک جائی نداشته باشه
برچسبها:Uncategorized, ایران, ایرانی, بی شیله پیله
ارسال شده در Uncategorized | بیان دیدگاه »